شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
113
مجمع الاحكام ( فارسى )
ظلمت بسيار بود و بادهاى دبور بسيار و سخت جهد ، باران بسيار آيد ، آبهاى چشمه كم شود و ميل مردمان به لباسهاى مختلف رنگ بود ، و درختان بار اندك آرند و درختان نو نيكو گيرند و بلند شوند . وجه اول دليل غايت گرما است ، وجه دوم دليل نيكوئى امتزاج هوا است ، وجه « 1 » سوم « 2 » دليل نم و ترى ، و در كتب ديگر ديدهام كه اين طالع دليل گرمى هوا و اختلاف مزاج آن و بسيارى غبار و غمام و رعدوبرق و باران و سيل بود ، و خائن بودن رعيت از ملوك و فراخى طعام و نيك آمدن غلهها و رسيدن كشتها و بيماريهاى بر و سينه و سرسام و برسام و ريش و دنبل . سنبله احمد عبد الجليل گويد : « 3 » اين سال پادشاهانى « 4 » ظاهر شوند خوب صورت و باجمال و باسخا و بلاغت و نطق و از علمها باخبر و خوش . . . . خوى « 5 » و به لهو و نشاط مايل ، اما در كارها [ ى ] تهتك « 6 » كنند و مكر و حيله ( و ) دستان « 7 » به كار دارند « 8 » و بناها و عمارتها فرمايند ، و پادشاه عراق را بيماريها افتد ، و در ميان مردمان كشتن و خون ريختن بسيار بود خاصه در شهرهائى كه به اين برج منسوب باشد ، و بيمارى « 9 » در حلق و گلو بسيار بود ، و بيشتر فرزندان كه در اين سال آيند دخترينه باشند و به دشوارى و رنج بزايند . وقت « 10 » وقت هواد تاريك شود زيادت از سالهاى ديگر . باد شمالى بسيار جهد و در جويها آب زيادت بود ، و مردمان را به لباسهاى سرخ و
--> ( 1 ) . م . جه بجاى وجه . ( 2 ) . م . سيم . ( 3 ) . م . كه اين . ( 4 ) . م . پادشاهان . ( 5 ) . م . خو . ( 6 ) . ح و م . بهتك . ( 7 ) . متون . حيله دوستان . ( 8 ) . م . واژه اضافى برند بين كلمات كار و دارند خط خورده . ( 9 ) . م . بيماريها . ( 10 ) . د . فقط يك بار وقت .